ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
143
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
هرچه زودتر بچنگ آورند و اجازهء ملا را نيز به سهولت مىتوان بدست آورد . دخترانى شوهر مىكنند كه هنوز حيض در آنها كامل نشده و سينههائى صاف دارند اما اين هر دو عقبماندگى بسرعت در زمان ازدواج جبران مىشود . آنطور كه به من گفتهاند و مرا متقاعد كردهاند حالات باردارى حتى قبل از شروع قاعدگى نيز ديده شده است . حيض در شمال ايران تازه در حدود سيزده سالگى و در جنوب مقارن نه يا ده سالگى آغاز مىشود ؛ دختران يهودى نيز علىرغم كمخونى ظاهرى ، به علت شرايط زندگى نامساعد زودتر و در همين ده سالگى قاعده مىشوند . روىهمرفته ظاهرا شروع و پايان - زودتر يا ديرتر حيض بيشتر ارتباط با نژاد دارد تا با آب و هوا و حتى اگر آب و هواى سرد شمالى در آغاز ديرتر آن بىتأثير نباشد باز در تمام نسلهاى آينده نمىتوان نژاد را عارى از تأثير شمرد . به عنوان شاهد در اين مورد من زنان يهودى اروپا و زنان سياهپوست ايران و مهاجرنشينان امريكائى را ذكر مىكنم . در شيراز ديدم زنانى را كه با دوازده سال قمرى صاحب اولاد بودند ، درحالىكه در تهران بندرت زنى قبل از چهارده سالگى وضع حمل مىكند . در اينجا اغلب زنان سى ساله مادربزرگ هستند ؛ دخترها و مادرها باهم مىزايند . در عوض حيض در حدود سى و دو تا سى و پنج سالگى قطع مىشود و با آن دورهء بارورى نيز پايان مىپذيرد و در همان موقع حالت رجعت يا يائسگى آغاز مىشود ؛ مسلم است كه استثناهائى هم بر اين اصل گاه و بيگاه ديده مىشود : مثلا من خود زنى چهل و هشت ساله را ديدم كه وضع حمل كرد و اين اتفاق خود در تهران موجب حيرت همگان گرديد . دورهء قاعدگى و زائيدن زنان سيد كه به آنان شريف مىگويند و مىتوان آنان را از اصل و تبار عرب دانست طولانىتر از زنان ايرانى خالص است ولى بايد دانست كه در ايران اين امر را به اختلاف نژادى مربوط نمىدانند بلكه آن را معجزه مىشمارند . زنان مشرقزمين بهتر از زنان اروپائى حساب عادت ماهانهء خود را نگه مىدارند زيرا چون بناى گاهشمارى آنها قمرى است روز دقيق شروع قاعدگى خود را مىدانند . به همين ترتيب هم هست محاسبات مربوط به تاريخ تولدشان ، زيرا درست با فرارسيدن دهمين سال ( قمرى ) دوران قاعدگى آنان آغاز مىشود . در مورد دختران و زنان جوان عادت ماهانه مرتب است ؛ آثار بيمارى كمخونى در اين دوره بندرت مشاهده مىشود ؛ اما در عوض زنانى كه با شوهران خود رابطهاى كافى ندارند و همچنين در بيوهها و مطلقهها اغلب اختلالاتى ظاهر مىشود و عادت ماهانه آنها جلو يا عقب مىافتد و يا اينكه خون به اندازهء بايسته خارج نمىشود . در چنين احوالى علائم كمخونى و رنگپريدگى آشكار مىشود و آبستنى بندرت اتفاق مىافتد . با تجويز شربتهاى آهندار و توصيهء ورزش به كرات توانستم وضع عادت ماهانهء زنان را منظم كنم و در نتيجه آنها حامله مىشدند و بدين طريق من شهرت فراوانى در اين رشتهء تخصصى كسب كردم . مدت جريان خون معمولا پنج روز است اما جمعا هفت تا هشت روز طول مىكشد تا زن بتواند به حمام برود و باز با مرد طرف شود . اين ديگر بديهى است كه در اين فاصله به هيچ وجه نبايد